خدمت و خیانت به زن ("انسانیت" زن را قربانی "جنسیت" او نکنید)
با میهمانانی از واتیکان، سوئیس، ایتالیا، انگلیس و فرانسه - تحلیل "حقوق و اخلاق جنسی" در اسلام و غرب
بسمالله الرحمن الرحیم
به دوستان عزیز خوشآمد میگویم. خیلی خوشوقتم برای گفتگوهایی که ضروری است و معمولاً نادیده گرفته میشود در خدمت شما هستم. نکاتی را طرح میکنم و آمادگی دارم که از نظریات شما استفاده کنیم. دیدگاههای شما را هم بشنویم و اگر سؤال یا ابهام یا انتقادی به عرایض بنده داشتید مایل هستم که بشنوم.
اولاً چه کار خوبی! که دوستانی که نمایندگیهای سیاسی از طرف دولتهایشان دارند برای شنیدن و شناختن مبانی فرهنگی کشوری که در آن به سر میبرند اقدام کنند. عصر، عصر ارتباطات عملاً عصر بیارتباطی شده است. رسانهها زیاد شدند اما صداها درست شنیده نمیشود. هرکسی حرف خودش را میزند، و هرطور بخواهد سخن دیگری را میشنود. اینطور جلسات قابل تحسین است.
من میخواهم به زمینهسازی برای نزدیک شدن بیشتر ذهنها و قلبها به هم کمک کنم. پیشداوریهای تاریخی بخصوص سیاسی را موقتاً در این نوع جلسات به حاشیه ببرم و فکر کنیم برای اولین بار داریم با همدیگر آشنا میشویم یعنی ما به سابقه روابط ایران با کشورهای مختلف، با انگلیس و فرانسه و... کاری نداریم. الآن به عنوا چند انسان راجع به ریشهیابی علت بخشی از تفاوتهای فرهنگی که میتواند سیاسی نشود و دوستانه و متفکرانه مورد بررسی قرار بگیرد.
اتفاقاتی و بعضی از کنشها و واکنشها در اینجا یا کشورهای اسلامی میافتد که برای شما یا هموطنان شما ممکن است قابل هضم نباشد. متقابلاً یک چیزهایی که در اروپا امر قبلی دانسته میشود اینجا مشکوک است. چیزی که اینجا قطعی است آنجا مشکوک است. مواردی هم هست که امور قطعی و مشکوک ما مشابه و یکی است. مسائل مختلفی مطرح است منتهی چون بنای من این بود – دوستان پیشنهاد کردند من هم پسندیدم- که راجع به زن و خانواده و این که چه سوء تفاهمها یا چه تفاوتهای واقعی بین این دو بینش وجود دارد؟
یکی تفاوت در حتی معنای کلمات است. مفهوم فرد، فردگرایی، آزادی، حقوق، حقوق بشر، با همه فروع آن که اساساً منشأ حقوق بشر کجاست؟ یعنی ما چگونه میتوانیم بفهمیم که بشر چه حقوقی دارد و چه حقوقی ندارد؟ با کدام مبنا؟ با کدام مکتب حقوقی؟ تعریف ما از انسان؟ از مفهوم خوشبختی و بدبختی؟ از گاهی فهرست بعضی از مفاهیم خوب و بد، خوب و بد در حوزه فلسفه اخلاق چیست؟ یک تفاوتهایی هم در عرصه اپیستمولوژی (معرفتشناسی) هست که ما چند نوع معرفت داریم؟ کدام انواع معرفت معتبر هستند و چرا؟ و کدامها نیستند؟ آن وقت اینها در خروجیها آثاری دارد که وارد عرصه سیاسی و رسانهای میشود و گاهی حرف همدیگر را نمیفهمیم که منظورش چیست و چرا این حرف را میزند؟ چرا این واکنش را نشان میدهد و چرا این تصمیم را میگیرد؟
من یکی دوتا مثال بزنم. یکی مفهوم فرد و فردگرایی است. اندیجوآلیته، و مرز بین فردگرایی و خودخواهی (اگوئیسم). در تفکر اسلامی فردگرایی کاملاً پذیرفته است. انسان جدای از جامعه هم میتواند تشخیص بدهد هم حقوق فردی دارد ما تکتک به دنیا میآییم و تکتک مشهور خواهید شد گرچه یک حشر جمعی هم خواهیم داشت یعنی فردیت و جمعیت قابل جمع هستند. فردگرایی در الهیات شیعه و انسانشناسی اسلامی با مسئولیت گره میخورد یعنی آزادی و مسئولیت جدا از هم تعریف نمیشوند علاوه بر مسئولیت در برابر قانون مدنی و جامعه، مسئولیت در برابر خداوند است. مفهوم فردگرایی به این معنا که ترکیبی از آزادی و مسئولیت باشد کاملاً قابل قبول در طرز فکر اسلامی است و به جامعه آزاد روح میبخشد و مثل یک قلبی خون را به جریان میاندازد ما در نظامهای مارکسیستی دیدیم، در نظامهای قبیلهای هم این را دیدیم که فرد تقریباً معنا ندارد. افراد که مجموع آنها جامعه میشود تکتک افراد فدای یک اسم موهومی به نام جامعه میشوند یعنی با شعار جمعگرایی کالکتیویسم عملاً همه آن جمع یکی یکی قربانی میشوند یعنی همه افراد که اجزای واقعی یک جمع هستند فدای عنوان انتزاعی و اعتباری جمع و جامعه شدند. بنابراین ما حتماً فردگرایی اسلامی در الهیات شیعی با این نوع گرایشاتی که فرد را له میکند و حذف میکند نسبت آن معلوم است. اما با فردگرایی که در نظام سرمایهداری و لیبرال هم تعریف میشود نگاه اسلامی مشکل دارد چون آن فردگرایی مرز آن با اگوئیسم و خودخواهی واضح نیست. فردگرایی را هر شخصی به نفع خود میتواند مصادره کند و بعد آن افرادی که قدرتمندتر و ثروتمندتر هستند آنها فرد واقعی میشوند. فقرا، محرومین فرد نیستند نژادهای دیگر غیر از دو- سه نژاد آنگلوساکسون و ژرمن و فرانک، غیر از اینها بقیه افراد در نژادهای دیگر مثل این که فرد محسوب نمیشوند آنها به اندازه اینها مهم نیستند حتی بین زن و مرد؛ یعنی در دموکراسی لیبرال شما میدانید که زنان حق رأی نداشتند. زن در قرن ۱۹ تا حدودی حق مالکیت پیدا کرد. چیزهایی که تا قرن ۲۰ زنان اروپا و غرب برای آن تلاش میکردند و این حقوق را بطور رسمی و قانونی نداشتند اینها اساساً در نهاد حقوقی اسلام از همان ابتدا جزو حقوق زن بود. مثال بزنم تلاشهایی که برای کسب حقوق زن آنجا صورت گرفت حق ما لکیت بود. حق مالکیت زن، این حق خیلی در اروپا دیر داده شد.
خب در فرهنگ اسلامی از ۱۴۰۰ سال پیش، از همان نزول قرآن مالکیت زن کاملاً مستقل شناخته شد. «لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ...» (نساء/ 34)؛ اساساً از ابتدا حق فعالیت اقتصادی داشتند، حق مالکیت اقتصادی داشتند، در شریعغت اسلام، زن مستقل از پدر و شوهر خود حق فعالیت تجاری داشت. همسر خود پیامبر اکرم(ص) تاجر بینالمللی بود بین شام و روم و جزیرهالعرب تجارت میکرد. یکی مسئله حق رأی است که بحث بود که چرا؟ ببینید ۱۴۰۰ پیش قرآن کریم در آیات متعدد اعلام میکند که زنان مستقل از مردان اگر مایل هستند خودشان بیایند بیعت کنند. بیعت به معنی رأی مؤافق بود. یعنی آزادی در انتخاب دین؛ وقتی با پیامبر(ص) بیعت میکردند معنیاش این بود که ما آزادانه مستقل از پدر و شوهر خود تصمیم میگیریم که این دین را انتخاب بکنیم یا نه؟ و بیعت سیاسی هم در مورد پیامبر داریم و هم در مورد علیبنابیطالب داریم که شیعه معتقد است بعد از پیامبر حق حاکمیت با اوست زنان مستقل از مردان جلسات جداگانه آمدند و با علی(ع) بیعت کردند یعنی هزار و چند صد سال پیش از همان آغاز در آن جامعه که زن حساب نمیشد مثل همه جوامع جهانی حق مالکیت نداشت، حق ارث نداشت، حق سیاسی نداشت، در آن دورانی که دخترانشان را گاهی زنده بهگور میکردند برای این که زن، منشأ ثروت و قدرت نبود و یک نقطه ضعف تلقی میشد. قبائل میآمدند دختران را میبردند اتفاقاتی که در تمام نظامهای قبیلهای در اروپا، آسیا، آفریقا همه جا میافتاد و هنوز هم بعضی از جاها هست. در آن شرایط که قرآن در کنار زن و دختر میایستد و از حق حیات و کرامت او دفاع میکند و بعد بحث از این که حق انتخاب فعالیت سیاسی دارد او میتواند مستقل از شوهر و پدرش با قدرت و حکومت بیعت کند میتواند نکند، حق مالکیت، حق ارث، و حقوق اقتصادی. زن در قرآن وظیفه اقتصادی ندارد یعنی نمیشود زن را استثمار کرد و به کاری مجبور کرد حتی مجبور به تأمین نیازهای خودش، اما حقوق اقتصادی دارد یعنی هر نوع فعالیت اقتصادی را مستقل از شوهر و پدر و دیگران میتواند انجام بدهد. حقوق اقتصادی دارد وظایف اقتصادی ندارد برای این که یک حمایتی از او در مسئله مادری بشود.
حالا اینجا یک شباهتهایی بین اسلام و مسیحیت هست. اشتراکاتی که بین اسلام و مسیحیت هست امروز در نظام حقوقی سکولار در غرب مورد هدف قرار گرفته است. یعنی امروز مفهوم خانواده، پوشیدگی و برهنگی، شیوههای گوناگون روابط جنسی، آن چیزی که الآن در اروپا و آمریکا در غرب و از طریق غرب در یک قرن گذشته در جهان گسترش یافت با کتاب مقدس هم مطلقا سازگار نیست. بخش مهمی از احکامی که میگویند احکام اسلامی است و به آن حمله میشود این احکام قبل از اسلام و قرآن در کتاب مقدس هست. تقریباً ما هیچ حرام و واجب شرعی در قرآن نداریم الا این که سابقه و ریشه آن در کتاب مقدس هست بخصوص عهد عتیق و بخشی از آن در عهد جدید.
حالا گفتند نماینده محترم واتیکان هم اینجا تشریف دارند. ایشان بهتر اشراف دارند که نگاه دین، نگاه قرآن و کتاب مقدس به مفهوم رابطه جنسی، برهنگی، خانواده، همجنسبازی، سقط جنین، و از قبیل مسائل، دیدگاه اسلام و مسیحیت شباهتهای زیادی با هم دارد و با این وضع نظام حقوقی و طبقاتی و فعلی در غرب سازگار نیست.
من اخیراً در اخبار خواندم که جناب پاپ، از ازدواج همجنسبازها به عنوان حقوق بشر حمایت کرده است! برای من خیلی سؤال بود که چطور میشود این حرفی که در کتاب مقدس کاملاً شدید و محکم برای این قضیه موضع گرفته شده است. همانطور که احکام اسلامی مثل حرمت حرام بودن شراب، مثل حرام بودن روابط جنسی نامشروع، حرام بودن سقط جنینی که الزام پزشکی ندارد، اینها خط قرمز همه انبیاء بوده است یعنی شخصاً تصور نمیکردم که رهبران ادیان الهی این خط قرمزهای کتاب مقدس را یکی یکی عقبنشینی کنند. البته اهداف خوبی دارند میخواهند همه را جذب مسیحیت و جذب دین بکنند! مثل این که برای این که کسی ناراحت نشود ما هم بگوییم که بیایید توی مسجد قماربازی کنید و روابط نامشروع برقرار کنید و توی مسجد مشروب بخورید! باز در دامن خداوند این کارها را بکنید!
در غرب، یکی از مسائل برای مبارزه با حقوق زن بحث دستمزد زنان بود که زنان دستمزدشان باید به مردان نزدیک بشود. خب شما میدانید چه مرد چه زن هر مقداری که تلاش کنند دستاورد تلاش اقتصادی خودشان برای خودشان است بنابراین معیار، ارزش کار است که چه میکنی و این کار چقدر برای جامعه میارزد؟ جنسیت آن کسی که کار میکند هیچ تأثیری ندارد یعنی ما هیچ حکم شرعی نداریم که دستمزد زن باید کمتر یا بیشتر از مرد باشد. اساساً جنسیت در دستمزد هیچ دخالتی نداشته است. این تلاش طولانی برای این که دستمزد زنان بیشتر باشد و خیلی کمتر از مردان نباشد این تلاش انگیزه دینی در اینجا نداشته است البته ممکن است دستمزد زنان در یک جاهایی کمتر از مردان است اما نه با استدلال دینی و شرعی؛ آن استدلال کارفرماها هست که مثلاً صاحب کارخانه بگوید زنان کمتر از مردها کار میکنند یا از این قبیل. خب این که دستمزد برای زنان تابع جنسیت نباشد این از اول در نگاه اسلامی بود. یعنی کسی اینجا برای این قضیه مانع دینی نمیدیده، مسئله حق رأی همینطور. مسئله حق مالکیت، حق مالکیت زن متأهل در قرن ۱۹ در اروپا و آمریکا داده شد یعنی بیش از هزار سال بعد از قرآن. اولین باری که حق مالکیت به زنان در آمریکا در ایالت نیویورک داده شده، در نیمه دوم قرن ۱۹ میلادی است که زن متأهل حق دارد مستقل از شوهرش مالک بشود. این اولین باری بود که چنین قانونی در غرب گذاشته شده است. خب در ۱۴۰۰ سال قبل این حق به عنوان حق مسلم زن مسلمان داده شده است.
حق آموزش زنان؛ سازمان ملل در ۱۴ دسامبر سال ۱۹۶۰ در اجلاس یازدهم، تازه کنوانسیون عدم تبعیض در آموزش و پرورش را تصویب کرد. یعنی ۶۰ سال پیش، یعنی همسن من که کودک بودم تازه آن موقع سازمان ملل تصویب کرده که زنان حقوق برابر داشته باشند و تبعیض جنسیتی نباشد. خب پیامبر اکرم(ص) تعابیر متعدد از این قبیل که طلب علم هر نوع علمی بر مرد و زن واجب است نه این که حق تحصیل دارند بلکه لازم است که تحصیل بکنند. در جامعه جزیرهالعرب کسانی که با پیامبر اکرم(ص) میجنگیدند اسیر که میشدند پیامبر میفرمودند هر کدام از شما به ده نفر از مسلمانها سواد خواندن و نوشتن یاد بدهید آزاد میشوید. فرمود که تلاش برای تربیت علمی یک دختر، پاداش آن سه برابر پاداش کسی است که برای آموزش یک پسر سرمایهگذاری کند. یعنی تبعیض به نفع دختر برای رشد علمی و آموزشی آن هم در آن جامعهای که این مسائل مطرح نبود.
مسئله خشونت؛ پیامبر اکرم(ص) فرمودند زنی که همسر توست همدیگر را در آغوش میگیرید نزدیکترین کس به توست، چگونه میتوانی خودت را راضی کنی که او را بزنی؟ هرکس زنان را کتک بزند هر سیلی که میزند با هفتاد سیلی مواجه خواهد شد مجازات بشود اگر خشونت به خرج میدهد. فرمودند اگر به شوخی کسی را یک نیشگون بگیری یا ضربهای بزنی که سرخ بشود باید دیه بدهی و خسارت بدهی. اگر کبود بشود اینقدر، اگر سیاه بشود اینقدر، اگر بشکند اینقدر. پیامبر اکرم(ص) فرمود خشونت علیه انسانهای بیگناه در حد شرک به خداست، چه مشرک بتپرست باشی چه علیه آدمهای بیگناه خشونت به خرج بدهی. درختان و گیاهان هم خویشاوندان شما هستند تو تنها نیستی. طبیعت بیجان نداریم، طبیعت، بیجا نیست.
فرمود حق ندارید به حیوانات فحش بدهید. کسی میخواست اسب سریع برود با شلاق توی صورت اسب زد! پیامبر(ص) گفت مگر حق داری در صورت حیوان شلاق بزنی؟ حیوانات هم خداوند را تسبیح میگویند و عبادت میکنند. به حیوان نباید دروغ بگویید. یک بنده خدایی میخواست گوسفندانش بیرون بیایند نمیآمدند یک مقدار علوفه جلوی گوسفندان گرفت آنها بیرون آمدند ولی آن شخص علوفه را به گوسفندان نداد! فرمودند که به حیوان دروغ گفتی؟ آیا به حیوان این علوفه را نشان ندادی نگفتی که اگر بیرون بیایی این را به تو میدهم؟ این گوسفندها به تو اعتماد کردند و فکر کردند تو راست میگویی نمیدانستند دروغگویی. بیرون آمدند به آنها ندادی؟ به حیوان دروغ میگویی؟ به حیوانات خیانت میکنی؟ با انسانها چه خواهی کرد؟ فرمودند حیوانی را جلوی حیوان دیگری ذبح نکنید و نکشید. جلوی حیوان چاقو تیز نکنید حیوان متوجه میشود رنج میبرد. پیامبر(ص) فرمود وقتی کاروانی میآید آنهایی که چند ساعت جلوتر از بقیه میرسند شهادت اینها را در هیچ دادگاهی قبول نکنید. شما میتوانید حدس بزنید چرا؟ این اسبش را تند تازانده به اسبش رحم نکرده و زودتر آمده این عادل نیست، و کسی که عادل نیست شهادتش در دادگاه پذیرفته نیست. فرمودند حتی حیوانات وحشی در بیابان در جنگل اگر میبینید اگر خطری متوجه شما نیست حق ندارید آنها را بکشید. به کودکان سلام میگفت. میگفت هرکس در سفر به اسب یا حیوان غذا ندهد اول برود خودش استراحت کند و غذا بخورد او را مسلمان نمیدانیم.
مسئله خشونت جنسی؛ ازدواج اجباری و تحمیلی؛ پیامبر(ص) فرمودند هرکس زنی را مجبور به ازدواج با کسی بکند که آن زن نمیخواهد و راضی نیست آن ازدواج باطل است. یک دخترخانمی به پیامبر گفت پدر من، من را به ازدواج یک آقایی درآورده من او را نمیخواهم. پیامبر فرمودند اگر تو نمیخواهی پدرت حق ندارد تو را مجبور کند با هرکسی که خودت میخواهی ازدواج کن.
امروز آمار خشونت جنسی برای خود آمریکاست! مدینه فاضله سرمایهداری لیبرال، این جامعه نمونه! بیشترین خشونت و تجاوز، بیشترین کودکآزاریها صورت میگیرد با این که کاملاً همه آزاد هستند. امروز در غرب چیزی به نام سکس حرام دیگر وجود ندارد. ازدواج همجنس در کلیسا، ازدواج با حیوانات که دیگه این خیلی جالب است! در هر فرهنگی این اتفاقات نمیافتد در یک فرهنگ خاصی این اتفاقات میافتد. نمیخواهم از غرب انتقاد کنم یا از مسلمین دفاع کنم میخواهم ببینیم در کجاها سوء تفاهم به وجود میآید. یعنی در آن فرهنگ مثبت تلقی میشود. اینجا منفی. یک اتفاقاتی اینجا میافتد اینجا مثبت و آنجا منفی میشود. یک اتفاقاتی هست که هم آنجا منفی است و هم اینجا. یکسری اتفاقات هم هست که هم آنجا مثبت است هم اینجا. ما اینها را باید بتوانیم تفکیک کنیم.
در یک جلسهای به دیپلماتهای خودمان به همین ایرانیها گفتم که حق ندارید در سفارتخانهها بنشینید و کار تلفنچی را انجام بدهید. با فرهنگ آن کشورها کاملاً آشنا شوید، سمپاتی پیدا کنید تا بتوانید حرف بزنید. منشأ بیشتر درگیریها و جنگهای دنیا سوء تفاهم است. همدیگر را نمیشناسیم هر چیزی یک تفسیر دیگری میشود. مثلاً ببینید الآن در نظام ازدواج خانواده در غرب در اینجا هم تبلیغ میکنند میگویند یک دختر ۱۷ ساله که دانشجو هم هست این کودک است نباید ازدواج کند! بعد در مدارس هایاسکول و راهنمایی و ابتدایی، چون میدانید روابط جنسی هست لوازم بهداشتی هست که بچهها ایدز نگیرند مریض نشوند، آبستن نشوند. آماری که رسماً اعلام میشود که آمار خیلی بالایی است از زنانی که قبل از ازدواج، چند بار سقط جنین میکنند. دختران نوجوانی که چند بار سقط جنین میکنند. چرا این روابط تشویق میشود اما ازدواج تقبیح میشود؟! یعنی دختر ۱۷ ساله را کودک میگوید ولی کودکی در مدرسه راهنمایی است و بسیاری از آنها خواسته یا ناخواسته مورد تعرض جنسی قرار میگیرند. خب این آمارهایی که از بعضی از کشورهای غربی منتشر میشود که رقمهای بسیار بالا، درصدهای خیلی بالا، پسر و دختر، میگویند مورد تعرض قرار میگیرند و نمیتوانند به کسی هم شکایت بکنند اینها در تفکر دینی قابل درک نیست. اینها نمونههای متعددی است.
من یک فیلمی از خیابانهای لندن دیدم که برای ۹۰ سال پیش است. اولین باری که دوربین فیلمبرداری و سینما را آوردند وسط خیابان لندن گذاشتند تقریباً تمام خانمها باحجاب هستند. نمیدانم خود شماها حتماً این فیلم را دیدید و میدانید. نداشتید من به شما میدهم! کمتر از صد سال پیش است. تمام خانمها حجاب دارند. حالا بعد از ۹۰ سال یا ۱۰۰ سال چه اتفاقی افتاده که وزارت تنهایی تشکیل میدهند؟ یعنی خانوادهها متلاشی شده، برهنگی گسترش پیدا میکند، تمایل به ازدواج نیست، و همه تنها هستند و این با وزارتخانه و وزیر حل نمیشود. چرا ما تنها میشویم؟ چون عشق، وفاداری، صبر، تحمل مشکلات، همه اینها را کنار میگذاریم. چرا؟
حالا به آن مرز فردگرایی و خودخواهی برمیگردم. فردگرایی اگر به معنای خودافسارگسیختگی من است که هر کسی فقط به فکر لذت خودش باشد حقوق و اضافه حقوق انسان بگوییم ولی از تکلیف و وظیفه انسان با او صحبت نکنیم. معلوم است که اثری از اخلاق نمیماند. معلوم است که بحث حقوق بشر شعاری و تصنعی میشود. اگر فردگرایی با مسئولیت و تعهد باشد حتماً یک جامعه اخلاقی خوبی به وجود میآید ولو به طور نسبی. اما اگر درست معنا نشد، فردگرایی یعنی هرکسی به فکر خودش، آن وقت نه فقط اخلاق و مذهب و خانواده، بلکه قانون و خود دموکراسی هم هدف قرار میگیرد چون هر شخصی ممکن است بگوید من برای چه باید تابع دیگران و تابع اکثریت باشد.
یکی دیگر از این آثار، نگاه نسبیگرایی افراطی به مقوله اخلاق است. درست و نادرست. ما میفهمیم که بسیاری از مفاهیم هستند که مطلق نیستند نسبی هستند تابع شرایط، موقعیتها، فرهنگها هستند اما فهم این مسئله مشکل است که بگوییم هیچ امر مطلقی وجود ندارد. این که هیچ امر مطلقی وجود ندارد سکولاریزاسیون یعنی قداستزدایی، یعنی هیچ امر مقدسی وجود ندارد. ما هیچ باید و نبایدی نه به نام مذهب و نه به نام اخلاق نمیپذیریم مگر بایدها و نبایدهایی که خودمان بخواهیم.
فروید، یک مقالهای دارد که میگوید چگونه انسان سه بار ضربه خورد؟! حالا جالب است که بار سوم خودش بود. باز از جاهایی که یک مقداری به لحاظ کلامی و الهیاتی تفاوت پیش میآید اینجاست میگوید اولین ضربه را کپرنیک و گالیله زدند چون پاپ و مسیحیت معتقد بود که خداوند عالم را ثابت و بدون حرکت و تحول آفریده، زمین هم مرکز آسمانهاست. وقتی که معلوم شد اینطور نیست نه زمین ثابت است، نه زمین مرکز است، کل الهیات کلیسا و مسیحیت اولین ضربه را خورده است. حالا جالب است شما حتماً میدانید کتاب بالینی کپرنیک و گالیله، آثار ابوریحان بیرونی، ابنهیثم و بوعلی و سایر منجمین و ستارهشناسان و زمینشناسان مسلمان بود.
سؤال من این است که چطوری است که این حرفها قرنها قبل از کپرنیک و گالیله در جهان اسلام گفته شده و دانشمندان آن صله و هدیه گرفتند. این یک امر غیر دینی تلقی نشده است اما در جهان مسیحی اینها کفر تلقی شد؟ دادگاههای تفتیش عقاید، محاکمه که چرا میگویی ستارهها اینطوری هستند و زمین آنطوری است! خب هر دوی اینها دین ابراهیمی هستند چرا اینطوری میشود؟
یک سؤال دیگر؛ شما میدانید قانون علیت، که از طریق ارسطو و امثال اینها که از جهان اسلام ترجمه شد و به غرب رفت، این قانون علت و معلول که در اروپای مسیحی به عنوان کفر مطرح شد چون گفتند علت و معلول یعنی کنار زدن خداوند. در حالی که در جهان اسلام یکی از برهانهای اثبات خدا همین قانون علت و معلول بود. چطوری میشود که در قانون علت و معلول در شییمی، فیزیک و در فلسفه، در جهان اسلام اینها فلسفه اثبات خدا و دین میشود ولی آنجا عکس آن میشود؟ این هم یک تفاوت است.
ضربه بعدی را داروین زده است. اینها را فروید میگوید. فروید میگوید که ضربه دوم را با کتاب «اصل انواع» داروین زد که مکانیزم طبیعی فرآیندهای طبیعی است تازه شما حیوان بودید که بعداً آدم شدید توجیه کاملاً طبیعی دارد با این که داروین، ملحد نبود، کافر نبود، خدا را هم قبول داشت و میگفت این نظریه با خداباوری منافاتی ندارد بلکه باید الهیات خود را تغییر بدهیم که حالا من راجع به داروین و داروینیسم و فیلسوفان مسلمان بحث کردند که کجاهای آن با دینداری هیچ منافاتی ندارد و قابل پذیرش است و کجاها اگر احیاناً منافات دارد اشکال فلسفی دارد و جواب دارد.
ضربه سوم را خود فروید زده است. تا آن موقع روانشناسی هنر زیستن و کنار آمدن با مقوله رشد شخصی بود چیزی که بشود به آن شخصیت گفت. یعنی زندگی درست و غلط معنیدار بود به معنی این که دنبال فضیلت هستیم یا رذیلت. نصیحت بود، کلیساها همچنین مشتریان خودش را داشت، اجمالاً مذهب بود، اخلاق بود، خانواده بود، چون تفکر مسیحی هنوز حذف نشده بود و به حاشیه نرفته بود. یک مسیحی روح انسان را قبول داشت و مثل مسلمانها معتقد بود که با عمل صالح و فضیلت اخلاقی میشود این روح را رشد داد و اگر تسلیم همه شهوتها و خشونتهایت بشوی از خدا و از انسانیت خودت فاصله گرفتهای. لذا خانواده، مدرسه، کلیسا، همه اینها در همین مسیر بود از خانواده دفاع میکرد.
فروید گفت من کشف کردم آن چیزی که در ذهن شما همانی نیست که از آن آگاه هستید یک بخش مهمی از آن ناخودآگاه هست و آن خود، منِ شما و منِ انسان در خانه خودش هم ارباب نیست! خب معنی این، این است که شما آدمها که تا حالا فکر میکردید میتوانید موجودات اخلاقی باشید و مذهبی باشید نیستید شما تابع غریزه و به ویژه جنسیت هستید و چیزی به نام خودآگاهی اخلاقی و ایمان مذهبی مستقل از غرایز وجود ندارد نسبیگرایی هی تشدید شد.
بعد نوبت مارکس شد. مارکس هم در کتاب «کاپیتان» سرمایه؛ گفت نه مشیت الهی نه اراده انسانی، هیچ کدام، اتاق فرمان تاریخ در دست قوانین جبری مادی طبقاتی است. بالاتنه شما تابع پایینتنه شماست. نه فرهنگ، نه هنر، نه فلسفه، نه اخلاق، نه مذهب، هیچ کدام از اینها واقعیت ندارند و همه اینها روبنا و تابع هستند. و شما فکر میکنید دارید تصمیم میگیرید. شما آدمها تصمیم نمیگیرید بلکه غولی به نام تاریخ دارد تصمیم میگیرد.
تولستوی یک تصویری از ناپلئون دارد که میگوید او در حمله به روسیه، سوار ارابه تاریخ است. یک ریسمانهایی دست اوست فکر میکند اینها افسار اسب ارّابه است در حالی که این ریسمانها به اسب ارابه وصل نیست تو هیچ نقشی نداری.
خب شما ملاحظه کنید فرویدیسم، مارکسیسم، و لیبرالیسم، فلیسوفان لیبرال میگویند انسان مجبور به جبر غریزه است.
هیوم میگوید عقل بر غریزه حکومت نمیکند، نمیتواند بکند. غریزه به عقل فرمان میدهد. یعنی ما اول هوس میکنیم بعد عقل در خدمت هوسهای ما میآید. این که به اسم دین و اخلاق میگویید عقل باید بر غریزه و هوسهای ما حکومت کند اصلاً امکان ندارد. همه اینها انسان را مجبور میدانند نه مختار. مدرنیته، شعار انسان آزاد مختار را داد. فلسفههای مدرن، هیچ کدام انسان را آزاد تعریف نکردند. مارکسیستها میگویند انسان تابع جبر طبقاتی و جبر تاریخ است. لیبرالیستها میگفتند انسان تابع جبر غریزه و لذت است. فروید میگوید انسان تابع جبر جنسیت است. و... کو انسان آزاد انتخابگر؟ وقتی انسان مجبور است معلوم است که مسئول نیست. بعد نتایج غلط از بعضی از حرفها گرفته میشود که حالا اگر اثبات هم بشود چه نتیجهای میگیرید؟
مثلاً انیشتین نظریه نسبیت را مطرح کرده، یک مرتبه یک عدهای آمدند در اخلاق و مذهب میگویند پس اینجا هم همه چیز نسبی است! چه ربطی دارد؟ گفتند نه، اگر روشن شد در فیزیک همه گزارههای قبلی اشتباه بوده و حرکت یک معنای دیگری دارد خب انیشتین این را نگفت اما دیگرانی آمد به اسم روشنفکری نتیجه گرفتند. خب اخلاق هم همینطور است. حقیقت هم همینطور است. خب اخلاق و حقیقت چه ربطی با نسبیت انیشتین دارد؟ این چطور نتیجهگیری است؟ بخصوص بعد که "هایزنبرگ" آمد که در فیزیک کوآنتوم آزمایشگر روی آزمایش اثر میگذارد! آزمایش واقعیت عینی را به تو نشان نمیدهد بنابراین درست و نادرست مطلقی وجود ندارد. خیلی خب فرض کنیم در فیزیک اثبات شد چطوری دیگران نتیجه گرفتند که در اخلاق و مذهب هم همه چیز نسبی است؟ این را از کجا آوردید؟ در الهیات اسلامی این نوع نتیجهگیریها مردود است و درست نیست. جالب است خود انیشتین یک جمله جالبی دارد میگوید خدا تاس نمیاندازد قمار نمیزند، میگوید من معتقد نیستم که نظام آفرینش تصادفی و بدون قانون الهی است ولی دیگران میآیند این نتیجه را میگیرند.
خب شما ببینید همین حرفهای داروین، فروید، مارکس، انیشتین که قرن ۲۰ را اینها ساختند و اخلاق و مذهب و خانواده را از اینها نتیجه گرفتند و همه آنها را مشمول این چیزها قرار دادند که یک اشتباه بزرگ فلسفی بود در حالی که هم در نظرات کپرنیک ابهاماتی بود و هم دیدگاههای انیشتین از پیشبینیهای او منحرف شد و مسیر دیگری رفت ولی آمدند گفتند نسبیگرایی اخلاقی امری علمی است. حالا یک چیزی به نام علم، خود دانشمند کاشف، از این نظریه نه این نتیجه را گرفته بود و نه خودش میگفت این نظریه مطلقاً درست است. میگفت روی آن گفتگو کنیم. یک عدهای آمدند در حوزه علوم انسانی و الهیات و اخلاق به جای آنها حرفهای خودشان را زدند یک امر مطلق مادی، جزمیات مادی را در حوزه اخلاق و خانواده و همه اینها ساختند. اینها با پوشش علم آمد که مدرنیته، علم، پیشرفت، عقلانیت، انسان آزاد، خب کدام عقلانیت؟ آزادی به چه معنا؟ تکیهگاههای اخلاقی جامعه هم از دست رفت. طبقهبندی اخلاقی انکار شد، درست و نادرست دیگر مرزی پیدا نمیکند. خب الهیات اسلامی مبتنی بر هیئت بطلمیوس و ثبات کره زمین نبود که وقتی آنها زیر سؤال رفت الهیات و جایگاه انسان زیر و رو بشود. نسبیت فیزیکی و مطلق بودن اخلاق اینها با هم قابل جمع است.
میخواهم عرض کنم که قرآن و کتاب مقدس در مسئله زن، چه شباهتها و چه تفاوتهایی دارند؟ از شباهتهای آن شروع میکنیم.
این مسئله حجاب و کشف حجاب تمام ادیان الهی به این قائل بودند که مرد و زن و بخصوص زنان در عرصه عمومی برهنه نیایند. چرا؟ ما الآن دوتا دیدگاه داریم یک دیدگاه میگوید برهنگی در عرصه عمومی در خیابان، پارک، دانشگاه، در سینما، برهنگی یک نوع برخورداری از آزادی در عرصه عمومی است. یک دیدگاه میگوید برهنگی مربوط به عرصه خصوصی است ما در حریم عمومی همه انسان هستیم نه زن هستیم نه مرد. زنانگی و مردانگی یعنی جنسیت برای درون خانواده است. با همسرت، با کسی که عاشق توست و تو عاشق او هستی. آن مرد و زنی در برابر هم برهنه یا نیمهبرهنه بشوند که با هم پیمان عشق بستهاند و به هم وفادر هستند. تعهداتشان در برابر هم معلوم است. در دنیا معمولاً مردها از ازدواج فرار میکنند، چرا؟ برای این که تن به مسئولیت در برابر زن ندهند. زنان را مصرف و استفاده کنند، بچه هم اگر به دنیا آمد آمد، بعد فرار کند و به چاک بزند و با زن دیگری برود. قربانی بزرگ روابط آزاد جنسی زنان و کودکان هستند. برهنگی زن در عرصه عمومی به سود مردان است نه زنان. نوعی مردسالاری است. مردان دنیا مخالف پوشش زنان هستند. اگر در همه جای دنیا رأیگیری بکنید میگویند ما طرفدار برهنگی و کشف حجاب زن هستیم! خب معلوم است چرا هستید؟
حجاب که در کتاب مقدس هست، عهد عتیق، عهد جدید و قرآن، هر سه اینها حجاب را دارند. او میگوید از خانه که بیرون میآیی در دانشگاه، در بازار، در سیاست، در هنر، در رسانه، ما انسان هستیم، ما برادر و خواهر هستیم ما آنجا حق نداریم به همدیگر نگاه جنسی و سکس خارج از تعهد خانواده داشته باشیم. نتیجه این روابط چه میشود؟ از برهنگی شروع میشود، به هرج و مرج در روابط جنسی میرسد بعد به فروپاشی خانواده و تبعات وسیع میرسد بعد میپرسد اصلاً چرا ازدواج بکنیم؟ چرا مسئولیت بپذیرم؟ یک مدتی با آن دختر میروم، یک مدت با این میروم تفریح میکنم! دیگر نه عشق، نه وفاداری، نه خانواده شکل نخواهد گرفت. همدیگر را تحمیل نمیکنند. گفت ما مشکل طلاق را حل کردیم؟ پرسید چطور؟ گفت دیگر ازدواج نمیکنیم. خب ازدواج نمیکنید. بعد چرا بچه بیاوریم؟ مسئولیت دارد سخت است یک مشکلاتی دارد.
چرا من باید به همسرم وفادار باشم؟ یک زمانی این زیبا بود و برای من جذاب بود الآن سن او بالا رفته و برایم زیبا نیست، من میتوانم با زنان دیگر رابطه داشته باشم من چرا باید به این و خانواده وفادار باشم؟ به این سؤالات باید جواب بدهیم. از برهنگی و کشف حجاب روابط نامشروع و خیانتهای جنسی شروع میشود. ما الآن شهرهایی در دنیا داریم که ۶۰- ۷۰ درصد آدمهایش نمیدانند پدرشان کیست!
در عهد عتیق (تورات)، چقدر از زن پاک پوشیده از غیر شوهرش، مردی که با او پیمان بسته تعریف و مدح میشود. تورات میگوید زنانی که پاک و پوشیده نیستند و در ملأ عام برهنه هستند از آنها تعبیر به احمق میکند. عهد عتیق در امثال سلیمان میگوید حماقت، مانند زنی گستاخ و ابله است که بیرون از خانه در خیابان پیش چشم همه میایستد و با رهگذران سخن میگوید و آنان را صدا میزند. یعنی شرم اخلاقی و جنسی ندارد.
در عهد جدید (انجیل) موارد مکرر در این باب ذکر شده است. با یکی از دوستان کاردینال سوئیس در ژنو صحبت میکردم پرسیدم چرا این احکام کتاب مقدس را راجع به گوشت خوک نخورید، راجع به طهارت – نجاست، راجع به روابط نامشروع را چرا در کلیسا نمیگویید؟ فقط در کلیسا روسری سرت نکن، از مردان دیگر خودت را بپوشان. ایشان گفت اگر ما اینها را بگوییم ممکن است کلیساها از این هم که هست خلوتتر بشود! اما قبول داشت که اینها احکام خداوند موسی، عیسی و ابراهیم و محمد(ص) است.
قرآن ۵- ۶ جا راجع به پوشش زن صحبت میکند. یک جا از دختران حضرت شعیب تمثیل میکند وقتی با حضرت موسی(ع) میخواهند به خانه پدر بروند موسی(ع) جلوی دختران شعیب حرکت میکند نه پشت سر، و به آنها میگوید راه را به من نشان بدهید. کتاب مقدس از اینها تجلیل میکند، قرآن هم از اینها تجلیل میکند، مفهوم شرم اخلاقی و شرم جنسی.
راجع به حجاب در عهد عتیق، سفر پیدایش، میگوید زن در برابر مردانی که نامحرم هستند باید پوشش کامل داشته باشد، چرا این را به عنوان احکام ضد زن اسلام مطرح میکنید؟ چرا نمیگویید اینها در کتاب مقدس، حکم خداوند است؟
خادم اسحاق را دید که از شتر فرود آمد رفقه از خادم پرسید این مرد کیست که میآید؟ گفت آقای من است! او برقع خود را گرفت و سر و صورت خود را پوشاند.
عهد عتیق میگوید دختران صهیون متکبر هستند با گردن افراشته و غمزه و عشوه راه میروند و مردان را به خود فرا میخوانند، به پای خویش خلخال بستند، لذا خداوند فرق سر آنان را کَل خواهد ساخت. خداوند زینت پیشانیبندها و هِلالها را دور خواهد کرد. به عوض عطریات، عفونت خواهد شد و از این قبیل.
میگوید در مورد دختر موآبیه، نؤبی از مؤآب، برگشت به دختر گفت عقب آنها راه برو، به جوانان مگر حکم نکردم که تو را لمس نکنند. تماس مرد و زنی که با همدیگر پیمان زناشویی ندارند.
کتاب مقدس در باب پوشش میگوید از راه رفتن زنان میشود حکم کرد که چگونه زنی هستند و میگوید زنان پیش چشم مردان غریب و نامحرم نرود. کتاب مقدس میگوید زنانی که عفیف نیستند و با هر مردی دوست میشوند میگویند میخندندد میخوابند، با خشنترین کلمات در کتاب مقدس درباره اینها بحث میشود.
در عهد جدید (انجیل) میگوید هر زنی سربرهنه دعا کند – حتی دعا ولی سر برهنه- سر خود را رسوا میکند! بر زنان واجب است لباسی بپوشند که ورع و تقوای آنان را نشان دهد. لباسی که تمام بدن زن را بپوشاند. بدون زینت زائد و به نحوی که نگاه مردان را به خود جلب نکند. در انجیل به زنان میگوید به زینت ظاهری آرایش نکنید، از یافتن مو، موی سرتان را بیرون نگذارید، خود را زینت نکنید، زیرا انسانیت باطنی در لباس درست، روح آرام را میپرورد که نزد خدا گرانبهاست.
در آیه دیگری در انجیل میگوید زنان باید در طرز پوشاک و آرایش خود باوقار باشند. زنان نیکوکار باشند نه برای آرایش مو و لباسهای پرزرق و برق و زیورآلات. خب اینها کتاب مقدس هست یا نیست؟ میگوید زنان باید به گونهای لباس بپوشند و راه بروند که مردان به خودشان اجازه ندهند که به این زنان نگاه توهینآمیز و جنسی بکنند. زن کالای جنسی مردان نیست. به این برهنگی و کشف حجاب هرچه بیشتر بشود خشونت علیه زن بیشتر میشود. تجاوز به زن و تعرض به او بیشتر میشود. پیامبر(ص) به زنان فرمود وقتی با مردان صحبت میکنید محکم حتی متکبرانه صحبت کنید که جرأت نکند به قصد لذت جنسی به شما توهین کنند. قرآن فرمود هرکسی به زنی تهمت جنسی بزند و نتواند اثبات کند ۸۰ ضربه شلاق خواهد خورد. هرکس به زنان متلک و اهانت جنسی کند و اتهام بزند که آبروی زنی را در جامعه ببرد و نتواند ثابت کند مجازات خواهد شد. اگر مرد و زنی بدون پیمان با هم تعیین نکنند که ما با چه عنوانی با هم هستیم؟ برای دفاع از خانواده. برای جلوگیری از پیدا شدن شهرهایی با ۶۰- ۷۰ درصد و فرزندان و نسلی که نمیدانند پدرشان کیست. برای دفاع از زن، حتی اگر ازدواج دائمی نمیخواهی مشخص کنید که هر کدام چه حقوقی دارید و تا چه حد و تا چه وقت با هم هستید (موقت) و اگر فرزندی این وسط آمد مسئولیت او با کیست؟
کتاب مقدس میگوید زنان در کلیسا خاموش باشند، حرف زدن زنان در کلیسا جائز نیست. به مردان مسیحی میگوید، به شما میگویم هرکس به زنی نگاه شهوت کند در دل خود با او زنا کرده است!
اگر هر کدام از اینها را که من دارم نقل قول اشتباه بکنم جناب عالیجناب به من تذکر بدهند.
اگر چشمت تو را بلغزاند، چشمت را از کاسه بیرون بیاور! انجیل میگوید اینقدر مهم است که حق نداری به زنانی غیر از زن خودت نگاهی بکنی، اگر چشم تو، تو را منحرف کند چشمت را بیرون بینداز زیرا تو را بهتر که با یک چشم وارد بهشت شوی تا با دو چشم وارد جهنم! مگر این که بگوییم این بهشت و جهنم همه دروغ بوده و به ما دروغ گفتهاند.
در قرآن راجع به حجاب، یکی نوع حجاب خاصی را نگفته، رنگ خاصی را نگفته، مدل خاصی را نگفته، گفته یک لباسی بپوشید که وقتی راه میروید پسرها و مردان از سر شهوت به شما نگاه نکنند و به شما توهین جنسی نکنند. به شخصیت شما احترام بگذارند. به بدن شما نگاه نکنند. به شخصیتتان نگاه کنند. در دانشگاه باید به علم زن توجه کنی نه به بدن او. در سینما و هنر باید به هنر زن توجه کنی نه به بدن او. نباید زن را مجبور کنی که اگر میخواهی به عرصه سیاست و علم و سینما بیایی باید به یک عده از مردان قبلاً امتیازات جنسی بدهی! باید همکاری کنی تا بگذاریم بالا بیایی!
به زنان مسلمان میفرماید که روسری بیندازید و سینه و گردنتان را بپوشانید. یک پسر مسلمانی به مسجد آمد صورتش خونی بود گفت من داشتم میآمدم یک خانمی از جلو آمد، موهایش هم پوشیده بود ولی گردن و سینهاش بیرون بود من چشمم به این افتاد دیگر نتوانستم چشمم را ببندم، همینطور نگاه کردم بعد این خانم رد شد باز من برگشتم از پشت سر او را نگاه کردم حواسم نبود سرم توی دیوار رفت و شکست و خون آمد! بعد آیهای نازل شد که به مردان مسلمان بگو حق ندارید به زنان خیره شوید، رفتار جنسیتان را کنترل کنید. اول به مردان میگوید، بعد هم به زنان میگوید شما هم نگاههای معنیدار به مردان نکنید چون از نگاه و لبخند و شوخی شروع میشود و به نتایجی میرسد که داریم در دنیا میبینیم! حالا که دارند اینها را ارزش میکنند! مثل این که قوم لوط دارد بر خیلی از کشورها حاکم میشود!
یک مدرسهای نمیدانم در کدام کشور بود بچههای دانشآموز را آوردند یک آقایی را آوردند کل لباسهایش را درآورده لخت مادرزاد – در این فضای مجازی دیدم – بعد میگویند که از بچهها نباید مخفی باشد، باید بچهها بدانند. اینها با اخلاق سازگار است؟ یا با مسیحیت سازگار است؟ یا با یهود سازگار است؟ با هیچ کدام سازگار نیست. با حقوق بشر سازگار نیست. به خانمها میگوید زیباییها و جذابیتهایتان را بپوشانید.
مگر همین الآن صنعت پورنو جزو گرانترین صنعت جهان نیست که معمولاً هم از طریق غرب دارد در کل جهان پمپاژ میشود. صنعت سکس را دارند همه جا تبلیغ میکنند و ملتهای دیگر را هم دارند آلوده میکنند و کردهاند. ازدواج تعطیل! فرزندآوری تعطیل! قرآن میفرماید طرز راه رفتن و طرز لباس پوشیدن، مرد و زن هر دو باید مراقبت کنند. اینهایی که به خانه حمله میکنند، به مفهوم کودکآوری و فرزندآوری و به مفهوم خانهداری حمله میکنند اینها خیانت میکنند.
و اما راجع به مسئله رابطه زن و شوهر؛ باز در کتاب مقدس، پولوس رسول فرمان میدهد زنان باید حجاب داشته باشند، سر خود را باید بپوشانند. سر مرد جلال خود را منعکس میکند ولی اگر زن سرش را نپوشاند مثل آن است که موهایش تراشیده شد چون سر زنان بدکاره را میتراشیدند! کتاب مقدس میگوید زنانی که خودشان را نپوشانند.
پولوس در نامه به تیموتائوس میگوید زنان در کلیسا صدایشان را بلند نکنند، زنان خود را آرایش نکنند جز به لباس حیا و تقوا. نه با موهای آراسته و طلا و لباس گرانبهاء، حق ندارند برهنه در عرصه عمومی بیایند.
پطروس رسول: ای زنان از شوهرانتان اطاعت کنید شما را زینت ظاهری نباشد موی شما دیده نشود، به طلا و لباس خود را نیارایید مگر برای شوهر.
در انجیل متی: هرکس به زنی به قصد لذتی نگاه کند در دل خود زناکار است.
و از این قبیل که من نمیخواهم ادامه بدهم. همه ادیان الهی از پوشیدگی در عرصه عمومی دفاع کردهاند.
من ابتدا یک سؤال از جنابعالی بکنم، میخواهیم الان با این استدلال که چون از یک متن، چه دینی چه غیر دینی، چه اسلام چه غیر اسلام، چون تفسیرهای مختلفی شده است و میشود، میخواهیم نتیجه بگیریم که به متن نمیشود استناد کرد.
مثلاً شما نظریتان راجع به هرمنوتیک گادامر، مشخصاً چیست؟ یعنی این نظر را قبول دارید که از هر عبارتی هر تفسیری میشود داد؟
مترجم: میگوید من خودم اعتقادی به متن مقدسی ندارم، و من اصلاً در نگاه خودم در محدوده چهارچوب دینی، خودم نگاه نمیکنم و اینها اصلاً شخصی نیست. میگوید من به عنوان یک حق مدنی که قانون گفته کاری ندارم.
پاسخ استاد: نمیگوید کاری ندارم، ایشان میگوید از قوانینی که میگوید همجنسگرایی جرم است ایشان انتقاد کرده است و میگوید...
هشتگهای موضوعی